هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد مثلاً خواستم این بار موقر باشم و به جای "تو" بگویم که "شما" بدتر شد این متانت به دل سنگ تو تأثیر نکرد بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد آسمان وقت قرار من و تو ابری بود تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد چاره دارو دوا نیست که حال بد من بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 9:28  توسط الهام . ا
|
غم تنهايي من كوله باري است پر از غربت و درد كوله باري است پر از حرفهاي تلخ غم تنهايي من را چه كسي مي فهمد؟ شايد يك روز بيايي ز سر شوق و هوايم بكني و ببيني كه چه خاموش در آن سوي افق قلبم از اين همه درد آرام است پيكرم گرچه ميان مردمان نيست ولي روح من چشم در راه دعايي مانده است