تبليغاتX
سو و شون - صدای تو
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
حالا ديگر نه به سبز ايمان دارم
نه به صدا
نه به سكوت
صدايي كه مرا با نام ديگري مي خواند
و سكوتي سبز
كه در آخرين شب پاييز
جا مانده است
آه،  دريچه ي آفتاب
كبوتران سوخته ات
بريده بريده
از آسمان  مي بارند
دلهره  روي صورت  من  رنگ مي بازد
دريا خاكستر مي شود
رؤياهايم  بوي دود مي گيرد
به ياد بياور
گفته بودم
خيلي صبورم 
كه هنوز هم مي نشينم
و از ته  آيينه  برايت انار مي چينم
اما ديگر نه انار و علاقه
نه علاقه  و اقاقي
نه پنج شنبه  قد كشيده  به سمت چراغ
نه  روز به خير  و خداحافظ
خاموشت  كرده ام
نام من  پرنده  شد و پريد
و نام تو ،  ستاره ي سبز من
با خاكستر كبوتران  سوخته
آهسته وزيد
من آلوده  بودم
آلوده ي جزر و مد صدايت
و تو براي دست كشيدن به پوست من
انگشت هايت را
گم كرده بودي
سه دقيقه  از مرگ  من گذشت
حالا  اندامم  را در آيينه  غسل مي دهم 
با هر چه  بود و نبود  اين گنبد كبود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 3:33  توسط الهام . ا  |