تبليغاتX
سو و شون - خیال تو
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

چه گويمت ؟ که تو خود با خبر ز حال مني
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال مني
چنين که مي گذري  تلخ  بر من،  از سر قهر
گمان برم که  غم انگيز ماه و سال مني
خموش  و گوشه نشينم ، مگر  نگاه توام
لطيف و دور گريزي، مگر خيال مني
ز چند و چون  شب  دوريت  چه مي پرسم
سياه چشمي  و خود پاسخ سوال مني
چو  آرزو به دلم  خفته اي  هميشه و حيف
که آرزوي  فريبنده ي  محال  مني
هواي  سرکشي  اي طبع  من، مکن! که دگر
اسير عشقي  و مرغ شکسته بال  مني
ازين  غمي  که چنين سينه سوز  سيمين  است
چه گويمت ؟ که تو  خود باخبر ز حال مني

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 10:46  توسط الهام . ا  |