تبليغاتX
سو و شون - یک روز
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
یک روز می شود که پشیمان ببینمت
مانند باد بی سر و سامان ببینمت
یک روز می شود که پس از آن همه طلوع
مثل غروب سر به گریبان ببینمت
هرگز نشد نصیب دلم سبز بودنت
ای کاش تا همیشه بیابان ببینمت
* * * * *
نه، نه! تو فصل پنجم خوشبختی منی
شادم که بی بهار و زمستان ببینمت
یخ بسته ام، کجاست نفس های گرم تو
آماده ام که آتش سوزان ببینمت
بگشای لب که قند فراوان شوی عزیز
بنمای رخ که باغ و گلستان ببینمت
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:8  توسط الهام . ا  |