یار با من بی وفایی کرد و رفت
باعث ویرانی ام گردید و رفت
خاک پایش من شدم اما چه سود؟
عاقبت بر روی من تف کرد و رفت
مثل باران بر تنش باریدم و
دانه های پاک من را چید و رفت
من جوان بودم ز آغازیم و او
گرد پیری بر دلم بارید و رفت
هر طلوع با یاد او گل چیدم و
او گل عمر مرا برچید و رفت
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 7:53  توسط الهام . ا
|