زندگي يک آرزوي دور نيست
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن،زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند
هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را
با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست
اين تمامش ماجراي زندگيست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 13:12  توسط الهام . ا
|
در شبی مهتابی
سایه اش را به درختان بخشید
و رها شد در باد
پدرم
همنفس دریا بود
خواهرم سیطره آیینه را رونق داد
وقتی از باران بر می گشت
عطر ناب گل یاس
از دهانش جاری بود
او به همراه بهار
خیمه زد در باران
و به همراه نسیم
از بیابان کوچید
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:18  توسط الهام . ا
|
یکی از قوی ترین و شایعرین ویروس/تروجان هایی که اخیرآ در حال گسترش بین کاربران استفاده کننده از یاهو مسنجر می باشد ویروس "Exploit.JS.ADODB.Stream.e" است.
در صورتیکه کامپیوتر شما نیز به این
ویروس آلوده شده باشد بدون آنکه متوجه شوید به لیست دوستانتان پیغامهایی مبنی بر بازدید از سایت nsl-school.org ارسال می شود. بدین ترتیب در صورت کلیک بر روی این لینکها دوستان شما نیز آلوده خواهند شد.
هنوز مشخص نیست سازنده این ویروس چه کسی است و این احتمال داده می شود که ویروس مذکور به سرقت اطلاعات و رمز های شخصی افراد می پردازد. در صورتیکه شما و یا یکی از دوستانتان به این ویروس آلوده شده شده اید روش زیر مناسبترین گزینه برای از بین بردن آن است:
پیام و لینک هایی که این ویروس ارسال می کند چیست ؟!در متن تمامی این پیغام ها لینکی به سایت Nsl-school.org داده شده است که در صورت کلیک کردن بر روی آن کامپیوتر شما آلوده می شود.
در صورتیکه به ویروس آلوده شوید چه مشکلاتی پیش خواهد آمد ؟!1- در ابتدا
ویروس صفحه شخصی اینترنت اکسپلورر (Default IE Page) را به سایت nsl-school.org تغییر می دهد. در این صورت به هیچ طریق امکان عوض کردن آن وجود نخواهد داشت. بعد از هر باز باز کردن یک صفحه وب جدید، ویروس مجددآ خود را در سیستم شما کپی می کند.
2- گزینه های Task Manager و Reg Edit در کامپیوتر غیر فعال می شوند تا شخص نتواند از این طریق فعالیت ویروس را مشاهده و یا از بین ببرد.
3- فایل هایی با نامهای svhost.exe , svhost32.exe , internat.exe در کامپیوتر ایجاد می شوند. (برای اطمینان پوشه های windows و temp را بررسی کنید.)
4- ویروس بدون آنکه متوجه شوید پیغام هایی را به لیست دوستان شما (Yahoo Messenger ID List) ارسال می کند.
چگونه ویروس را از کامپیوتر خود پاک کنیم ؟!1- مرورگر اینترنت اکسپلورر را ببندید. از یاهو مسنجر خارج شوید. اتصال اینترنت را قطع کنید.
2- جهت فعال کردن Reg Edit دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عیناً عبارت زیر را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید.
REG add HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\System /v DisableRegistryTools /t REG_DWORD /d 0 /f
3- جهت فعال کردن Task Manager دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عیناً عبارت زیر را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید.
REG add HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\System /v DisableTaskMgr /t REG_DWORD /d 0 /f
4- اکنون نیاز به آن داریم که صفحه نخست مرورگر خود را به حالت قبل برگردانیم. دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عبارت Regedit را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید. میسر های زیر را با دقت پیدا نموده و در آنها وارد شوید اکنون تمام لینک هایی را که به سایت ویروس یعنی (nsl-school.org) وجود دارند تغییر داده و بجای آنها سایت مورد نظر خود مثلاً گوگل (google.com) را وارد کنید.
HKEY_CURRENT_USER\SOFTWARE\Microsoft\Internet Explorer\Main
HKEY_ LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Internet Explorer\Main
HKEY_USERS\Default\Software\Microsoft\Internet Explorer\Main
5- اکنون نیاز به آن داریم که فعالیت
ویروس را متوقف کنیم. دکمه های Ctrl + Alt + Del را فشار دهید. در لیست برنامه های فعال تمامی فایل های svhost32.exe را یافته و آنها را End Task نمایید.
6- از طریق جستجو و یا وارد شدن به پوشه های Windows و temp فایل های svhost32.exe و svhost.exe را یافته و حذف نمایید.
7- مجددآ به قسمت Start menu > Run > Regedit باز گردید. از طریق جستجو به دنبال عبارت svhost بگردید و تمام موارد یافت شده را حذف نمایید.
8- کامپیوتر خود را ریست نمایید. امیدواریم دیگر خبری از این ویروس نباشد.
دانلود: آنتی ویروس یاهو مسنجر (جدید!)
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 19:43  توسط الهام . ا
|
حس حضوری عزیزی که سالها،
چشم انتظار آمدنش باشی
باران بی دلیلی تابستانی ناگهان
ارواح متواری با تلنگری از عشق
باز می گردند
و من باران و باد را بهانه دیدار می کنم
در منظری که تو به خاک خفته ای.
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:13  توسط الهام . ا
|
روح پنجره میان سایه نگاه تو
پشت پرده ای ضخیم
چفت گشته در غروب!
آفتاب در دلم
شعله می کشد و من
رو به باغ چشم تو
نرده های خیس و چوبی حیاط
خانه را
باز کرده ام... ببین
آمده ام به سوی تو
باز یک قدم جلو
می زنم به در
بیا، قهر کرده ای چرا؟
نه!... بخوان مرا
بخوان...
کوچه را نگاه کن
باز هم برای من
با دو دست سبز باغ
یک سبد
نرگس خیال و یاس آرزو
یک شکوفه انار
در نگاه من بکار
سرخِ سرخ
پاکِ پاک
کیستم مگر؟
منم
من تو هستم و ... تو من
جاده دور بود و دیر آمدم
بگو، ولی
روز و ماه سال را چرا بهانه کرده ای؟
قهر کرده ای و من، اما دیدمت
پشت اخم تیره ات
بر دلم
باز هم
یک نگاه عاشقانه کرده ای...
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 13:28  توسط الهام . ا
|
یک روز می شود که پشیمان ببینمت
مانند باد بی سر و سامان ببینمت
یک روز می شود که پس از آن همه طلوع
مثل غروب سر به گریبان ببینمت
هرگز نشد نصیب دلم سبز بودنت
ای کاش تا همیشه بیابان ببینمت
* * * * *
نه، نه! تو فصل پنجم خوشبختی منی
شادم که بی بهار و زمستان ببینمت
یخ بسته ام، کجاست نفس های گرم تو
آماده ام که آتش سوزان ببینمت
بگشای لب که قند فراوان شوی عزیز
بنمای رخ که باغ و گلستان ببینمت
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:8  توسط الهام . ا
|
تو الف آشنایی نگاه من و شقایقی، حضور نسیم و حریم پنجره ای، آغوش افق و گرمی دل آفتابی!
تو می توانی آرام و بی صدا به خانه دل من سرک بکشی و فصل های به خواب رفته سینه ام را گرم و روشن نمایی. بیا... بیا برای رسیدن به دروازه خیالم، دل بسپار به رویای بیدارم و برای گذشتن از رنگین کمان آزوهایم، همنفس منشور عشق و محبت باش.
من تو را می شناسم و از رنگین کمان عشق، تو را هر روز پس می زنم و پنجره قلبم را به سوی افق نگاهت می گشایم و برای خوشامد تو، به همه ثانیه های زندگی سلام می گویم.
من به امید پیوستن به ذهن عاشقت، همیشه آینه می شوم و تو را بارها و بارها تکرار می کنم و به تماشای تکرار لحظه های با تو بودن، به انتظار می نشینم و می دانم تو برای رسیدن به عمق دل من، بهانه نمی خواهی. همه بهانه های تو، فقط رنگ سرخ شقایقی است که در باغچه دلت جان می گیرد.
آخر تو می دانی گلی که شب زنده دار می ماند، همیشه عاشق است. تو می دانی وقتی فصل، فصل رسیدن باشد، باید سفر کرد تا روح آدم یخ بزند...
من به حضور تو سوگند خورده ام که منتظر بمانم و می دانم صدای تپیدن قلبم را شنیده ای و هموزن شعر دلم، ترنم عاشقانه سروده ای، پس بخوان و حرکت کن، بیا... بیا که لحظه، لحظه سفر است و زمان، زمان رسیدن... بیا که کوچه منتظر است تا صدای پایت بر سینه او بنشیند و قدم به قدم به دل دریایی ات نزدیک شود... و من اینجا، با روح مضطرب خانه و با هوای بازگشت تو نفس می کشم و احساسم را به پنجره می سپارم تا شوق آمدنت را فریاد بکشد.
اینجا اقاقیا و شقایق ها نیز بیدارند و سکوت ایوان در حس تاقچه های غریض و بلند دیوار شناور است و برگ های ریز و درست که از حصار همسایه ها بر حریم خانه نشسته اند و با هر نسیم به خود می پیچند و نام تو را زمزمه می کنند. وقتی سکوت خانه می شکند و برگها شادمانه زمزمه می کنند و باد آغوش پنجره را می گشاید، وقتی نگاه شقایق به سوی در بر می گردد، رنگ افق سرشار می شود از رنگین کمان آرزوهایم.
اما این بار، ثانیه ها به من سلام می گویند و صدای قدم های تو، پاورچین پاورچین به من نزدیک می شود و من نجوا کنان به مهربانی ات سوگند می خورم، به سوی تو می آیم و با شادمانی می گویم: « قدمت روی چشم من، خوش آمدی، خوش خبر باشی».
بیا که روح من و خانه و کوچه منتظر است و نگاه اقاقیا بیدار و دل شقایق همچنین شب زنده دار است. اگر تو بیایی باز می گویم....
تو الف آشنایی نگاه من و شقایقی، حضور نسیم و حریم پنجره ای، آغوش افق و گرمی دل آفتابی... دوستت دارم.
+
نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت 7:57  توسط الهام . ا
|
آیا کسی صدای مرا گوش می کند
دیوارهای خانه ما گوششان کَر است
آرام گریه می کنی و دم نمی زنی
گویا همیشه گریه تو حرف آخر است
بشکن هر آنچه باب دلت نیست بی درنگ
آتش بزن به هر چه که غیر از تو در سر است
من هم شکایتی ندارم، فقط بدان
این روزها بدون تو یک جور دیگر است
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 11:25  توسط الهام . ا
|
... چون نگاه دل من بر دل تنهای تو افتاد
گل سرخی شدم و در باغ دل تو تپیدم
و دگر هیچ ندیدم...
همچو باران، لب دریای وصال تو چکیدم
تو شنیدی، تو مرا آینه خواندی
تو مرا در دَمِ احساس نسیمی،
لب یک پنجره پرواز نشاندی
و من از پنجره قانع قلب تو رهیدم
چو کبوتر لب بام تو نشستم
و بجز رنگ تو رنگی را ندیدم
و بغیر فال تو از دفتر حافظ
سخنی نشنیدم
گفت: دیوانه شوم با تو بسازم
که بسوزم...
گفت: من با تو بمانم
و بدانم شب و روزم همه پر می شود از
پنجره خانه قلبت
گفتمش: بگشا پنجره را
تا بدمد روح شقایق
کنج دنیای قشنگت...
بگشا پنجره را تا که به پرواز درآیم
دل ببندم به لب بام نگاهت...
و بخندم و بدانم
که تو در سینه من
همچو گلی سرخ تپیدی
همچو باران
لب دریای وصالم تو چکیدی
بگشا پنجره را
تا که ببینم چو نسیمی
تو به احساس گل میخک تنهای خیالم
بر دل من دست کشیدی...
"تو به من سنگ زدی
من نه رمیدم، نه نگسستم
باز گفتم که تو صیاید و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم
..."
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 8:6  توسط الهام . ا
|
شعر یعنی عشق را معنا کنیم
شوق را در گوش گل نجوا کنیم
شعر یعنی قلب ها سرشار شور
یک سبد گل، شاخه ای از عشق و نور
شعر یعنی خنده آلاله ها
شعر یعنی درد دلها، ناله ها
شعر یعنی آسمان آبی ترین
کوچه باغ عشق مهتابی ترین
شعر یعنی مهربانی زنده است
آفتاب زندگی تابنده است
+
نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 3:14  توسط الهام . ا
|